اطلاعیه ترحیم :: نگین سرسبزگناباد - روستای زیرجان

نگین سرسبزگناباد - روستای زیرجان

نگین سرسبزگناباد  - روستای زیرجان
سید جعفر سید حسینی
نویسندگان
آخرین نظرات
۰۲ تیر ۹۴ ، ۱۰:۰۱

اطلاعیه ترحیم

با نهایت تاسف درپی درگذشت پدری مهربان به نام کربلای محمد حسن رجبی به اطلاع میرساند مراسم ترحیم آن مرحوم روزهای سه شنبه وچهارشنبه صبح از ساعت 9 الی 11 وعصر از ساعت 4:30  الی 6:30 دقیقه در محل مسجد موسی ابن جعفر واقع در خیابان ولی عصر قنبرآباد برگزار خواهد بود حضور شما عزیزان تسلی خاطر بازماندگان و شادی بخش روح آن پدر عزیز خواهد بود

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۲
سیدجعفر سید حسینی

نظرات  (۲)

جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود و زندگی را تماشا میکرد.
رفتن و ردپای آن را و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند!
جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند.
او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد ...
آنوقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ.
تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آنکه می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست.
اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند که آواز او حقیقتی از پیغام های خداست.


درود و عرض ادب خدمت رفیق شفیق و یار قدیم جناب آقای مجتبی رجبی 
مرانیز دراندوه بزرگ خود شریک بدانید امیدوارم بتوانم در آستانه سالگرد عروج آن عزیز ازدست رفته خدمت رسیده و مراتب تعزیت خود را به حضورمبارک جنابعالی و خانواده معزز تقدیم کنم.

لحظه ای در گذر خاطره ها
ناخودآگاه دلم یادتو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قیدغم آزادشدم
هرکجا هستی دوست
دست حق همراهت
۱۴ تیر ۹۴ ، ۰۹:۰۹ مجتبی رجبی

من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق

در مقام شما چه می توانیم بگوییم که اقیانوسی از لطف و رحمت را به رگهای خسته و کوفته مان جریان دادید، با این عمر کوتاه خاکی، قادر به جبران الطاف شما نیستیم، پس دست به دامان ذات کبریایی دراز می کنیم و از درگاهش می خواهیم تا پاسخگوی این همه لطف، از روی عنایت خویش باشد.بدین وسیله از عنایت و حسن توجه کلیه سروران، دوستان، آشنایان و همکاران که در همه مراحل، ما را مدیون لطف و غریق محبت خویش نمودند، از صمیم قلب تقدیر و تشکر نموده و برای همگان از خداوند رحمان، حضور در مرکب نورانی امام زمان (عج) را در عصر ظهور مسئلت می نماییم.

پاسخ:
من هم از طرف خودم و به نیابتا از طرف دیگر همشهریان درگذشت این پدر دلسوز و زحمت کش را خدمت شما خانواده محترم رجبی تسلیت عرض نموده وامیدوارم که ما را هم درغم از دست دادن این عزیز از دست رفته شریک بدانید

مردان خدا چه با صفا می میرند
دلباخته در راه خدا می میرند

گویی که رسیده حکم آزادی شان
خندان لب و با میل و رضا می میرند

                                          خداوند رحمتش کند  

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی